|
میکنم محکوم دل خود را اکنون
میکشانم اکنون دل خود را تا حبس
میبرم تا ته بن بست صدا
که در انجا هر چه دل من خواست فریاد کند
تا کسی نشنود این فریاد دل تنگ مرا
تا کسی پی نبرد که دلم غم زده است
از چه دارد فریاد
دل خود را امشب میدهم من بر باد
تا با خود ببرد دل پر درد و خیال انگیزم را
تا سر سرو سپید
زیر بید مجنون
در کنار آن حوض بزرگ پر برف
تا کند یک دل سیر,دل من برف بازی
بعد ازین گردش بس طولانی
می کُشم من دل خود را امشب
که دگر قصد و خیالی نکند
جمله اینجاست تمام
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|