|
برگ سبز کوچک بر روی شاخه ای آرام نشسته بود
نسیم آمد
بوسه ای به برگ زد
برگ عاشق شد دلش همراه نسیم رفت
برگ همواره ایستاده بود
انتظار می کشید که نسیم بازگردد
چند ماهی گذشت نسیم باز نگشت
برگ عاشق پیر شد زرد شد
ولی نسیم نیامد
روزی باد آمد باد همان نسیم بود ولی دیگر بزرگ شده بود
پر زور و قدرت مند
تازیانه ای به برگ پیر و خسته زد
برگ خسته از انتظار را به زمین زد
برگ در عشق نسیم مرد!!!!!
پ.ن: من از اداره و از ان ساختمان برای همیشه بیرون اومدم برای همیشه!!!!!!!!!
صفحه دیگری از زندگی من ورق خورد خدا به خیر کند صفحه بعدی رو!!!!!
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|